سفرنوشت2 / لحظه تحویل سال

لحظه سال تحویل مثه هرسال همه دور هم توی همون نقطه از زمین که هرسال جمع میشیم، جمع شده بودیم و همه کنار هم منتظر تحویل سال بودیم :)
نمیدونم توی اون لحظه‌ها به چی فکر میکردم :/ واقعا نمیدونم و یادمم نمیاد :|
بمب تحویل سال رو که زدن مثه چندین سال گذشته نه حال عمه (عمه مادرگرام) بد شد و نه بقیه کسی گریه‌ش گرفت بخاطر مرگ و نبود بی‌بی (مادربزرگ مادرگرام). میدونید چرا؟ چون زمان گذشته و فک میکنم ۵ سال شده و این معجزه زمان و گذرش هست! سال اول همه خیلی حالشون بد بود ولی الان نه و فقط بخاطر گذر زمانه! 

۳
ابوالفضل ...
۰۶ فروردين ۰۰:۵۷
پس تو هم اصالتا خراسونی هستی...

پاسخ :

خراسان که نه. ولی همون دور و براست :) 
جناب قدح
۰۶ فروردين ۰۱:۵۵
بله ! گذر زمان ...

خدا رحمتشون کنه ان شاءالله

پاسخ :

ممنون. خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه :)
ح. شریفی
۰۶ فروردين ۰۳:۵۶
گذر زمان ما رو عادت میده به نبودن عزیزان از دست رفته
و این قانون نوشته زمان هستش
روح همه رفتگان شاد

پاسخ :

باعث میشه اون خاطره بره اون ته ذهنمون و دیه همش به اون خاطره و اینا فک نکنیم..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
سرگشته‌ی محضیم در این وادی حیرت
عاقل‌تر از آنیم که دیوانه نباشیم.. :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان