بالاخره میاد اون روز

بالاخره یک روز میرسد که از نامردیهایش برای خودش بگویم.. 

بالاخره یک روز میرسد که از نارفیق بودنش برای خودش بگویم.. 

بالاخره یک روز میرسد که از دروغگو بودنش برای خودش بگویم.. 

بالاخره یک روز میرسد که از ساده فرض کردنم برای خودش بگویم.. 

بالاخره یک روز میرسد که از.. که از همه چیز برایش بگویم و خالی شوم.. میدانم که یک روز میرسد که بگویم. شاید یک ماه دیگر، شاید یک سال دیگر و حتی شاید ده سال دیگر! اما مطمئنم که میگویم! یا بهتر بگویم، منفجر میشوم..

۲
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۱۸ فروردين ۰۰:۵۲
:))))

پاسخ :

[لبخند]
ابوالفضل ...
۱۸ فروردين ۲۰:۱۱
چه خبرته؟!!!

پاسخ :

خبر سلامتی :دی 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهر من
در پشت دشت آرزوها نیست
شهر من
در خواب و رویا نیست
گرچه خالی از خیال و آرزو و پر ز نیرنگ است
سینه در آن سخت دلتنگ است
اما شهر من
جای جز اینجا نیست..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان