برید بخوابید تموم شد :)

پست شماره 20 وبلاگ و شماره‌ی 7 در این یک ساعت :) 

امشب خواستم از هرچی که در لحظه تو ذهنمه بنویسم و شاید ده درصد موفق بودم. هیچوقت نتونستم اون چیزی که تو ذهنمه رو بگم و خالی شم! هیچوقت! حتی یک بار هم نشده.. 

هرچقدر هم اینجا، یعنی وبلاگ، جای خوبی برای خالی شدن و نوشتن حرف‌ها باشد برای من فایده‌ای ندارد! چون من آدمش نیستم.. 

الان که دارم فکر میکنم یه لحظه به این نتیجه رسیدم که چرا اینقدر چرت میگویم و چرا جوری وانمود میکنم که حالم خوب نیست؟ کی گفته من حالم خوب نیست؟ اتفاقا خیلی هم حالم خوب است :) 

به این پست‌ها توجه نکنید! زاده‌ی ذهن بیمار نویسنده‌ست! 

۴
جناب قدح
۱۸ فروردين ۰۱:۳۳
سلام :)
شبتون خوش بانو :)

پاسخ :

پتانسیل اینو دارم که جور دیگه‌ای جوابتون رو بدم اما خب.. 
سلام :) و شب شما هم خوش جناب :))
مستر صفری
۱۸ فروردين ۰۷:۳۴
سلااامم:)
ادم بعضی خوشحالی ها و ناراحتی ها رو بزرگ جلوه میده برا قشنگی موضوع و ادم هر چه از غم کمتر دم بزنه خیلی بهتره:)

پاسخ :

سلام ^_^ 
اوهوم :)
ح. شریفی
۱۸ فروردين ۱۶:۳۹
چشم عصر بخیر 😊

پاسخ :

عصر شما هم بخیر :))
ابوالفضل ...
۱۸ فروردين ۲۰:۱۵
برا منم فایده نداشته...

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
شهر من
در پشت دشت آرزوها نیست
شهر من
در خواب و رویا نیست
گرچه خالی از خیال و آرزو و پر ز نیرنگ است
سینه در آن سخت دلتنگ است
اما شهر من
جای جز اینجا نیست..
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان