جهت آماده‌سازی ذهن برای دور بعدی خوندن :|

اممم شاید بهتر باشه یه پست بذارم و بعد کمی دراز بکشم و بعدش دوباره شروع کنم درس خوندن هوم؟ 
1. دوستمان دارد میرود کانادا برای تحصیل، آنهم تنها! حالا من چی؟ دیشب که میخواستن برن خونه عمه برادر گرام رو نبردن تا من تنها نباشم :| 
2. نمیتونید درک کنید ادبیات چقدرررر زیاده و چقدر طاقت فرساست خوندنش! آنهم توی این زمان کم که همش استرس داری که فقط برسی یک دور را تمام کنی :/ درسته که یه دورم تموم شده، اما خوندنم به درد خودم میخوره :/ هیچی حالیم نیست '_' ادبیات سخت نیست. حجمش زیاده فقط :نالان
3. یک اشتباهی کردم و پیشنهاد پارک دادم. حالا دارم دعا دعا میکنم که برنامه‌اش جور نشه و بعد آخرین امتحان را با خودم یا تنها باشم و یا با دوستام باشم! نه با اونها!! 
4. سریال بیگ بنگ تئوری را داریم میبینیم. جالب است! فقط یکم چیز است :| و سخت مانده‌ام بین شلدون و لئوناردو. هر دوتاشون خوبن :دی ولی شلدون از نظرم یک خنگ اجتماعی به تمام معناست :))) 
فرندز را هم داده‌ایم نگار برایمان بریزد. سریال جدید آنه را هم که serek پیشنهاد داد رو هم میخوام ببینم. فرار از زندان رو هم میخوام کامل کنم. کلی هم فیلم سینمایی ببینم. 
5. براتون تعریف کردم که سر پاسور چه بلایی سر خودم آوردم؟ 
چند وقت پیشا با پسرعموهام بودم. میخواستیم پاسور بازی کنیم ولی خا ۳ نفر بودیم و نمیشد. پیشنهاد دادم بی‌بی سلام بازی کنیم :دی شروع به بازی کردیم. کلی که خندیدیم و اینها :))) تهش من و اون‌یکی مونده بودیم و با تمام وجود بازی میکردیم و اینقدر محکم میزدم رو پام که واقعا میسوخت درد میگرفت :/ بهش میگفتم فکر کنم کبود شد پام واقعا :/ و دیگه از بس پام درد گرفته بود بیخیال شدم و گذاشتم اون ببره -_- وقتی اومدیم خونه دیدم که بله مثه چی پام کبود شده :| 
6. دیگه برام مهم نیست چی میشه، فقط میخوام که معدلم بالای ۱۹ شه تا فلان نشه :/ 
7. سر امتحان نگارش نویسندگیم گل کرده بود و اینقدر نوشتم که خط هم کم اوردم حتی :| 
8. این انصاف نیست که همه درگیر جام جهانی باشین و من درگیر سه تا امتحان باقیمونده -_- :( 
9. یه بنر کلی برای مقام‌های پژوهشی زدن و خب مقام و اسم ما رو هم نوشتن. جا داره تشکر فراوان بکنم از مدیریت مدرسه بابت این لطفشون '__' 
باورتون میشه حتی یه تقدیر خشک و خالی هم ازمون سر صف نکردن؟؟ خیر سرشون تازه سال اولیم بود که شرکت میکردن تو این مسابقه -_- 
10. کلی فکر دارم برای اتاقم و میام به وقتش بهتون میگم ^_^ 
۱۰
نیـ ـلی
۲۲ خرداد ۱۶:۰۵
من فقط حکم بلدم! :|

بلاخره یه حرکتی از خودشون نشون دادن این مدرسهـ تان! :)  دمشان گرم! :)

پاسخ :

بیا خودم بهت یاد میدم D; 

واقعا قابل تقدیره '_' 
علی زیرایی
۲۲ خرداد ۱۶:۴۷
دنبالتون کردیم

پاسخ :

باشه :/ 
Elham ...
۲۳ خرداد ۰۱:۵۶
من همیشه انشاهام چه مدرسه چه امتحان سه تا هشت صفحه متغیر میشد:/

فرندز😍

پاسخ :

تو دیگه انشا نمینوشتی :/ داستان کوتاه بوده واس خودش :| 

هنوز دو دلم برا دیدنش :/ 
Elham ...
۲۳ خرداد ۱۰:۲۶
ذهنم در ایده پردازی فعاله چیکارش کنم😂😂😂

اون دوستت که رفت کانادا:/
منم این داستان رفتن به خارج برای ادامه تحصیل رو دارم نمیذارن:/

پاسخ :

هنوز نرفته.. داره خدافظی‌هاشو میکنه که بره.
والا منم اگه بخوام برم نمیذارن :// پدرگرام که هنوز در تعجه چطور پدرش گذاشته بره :| ولی خب خوبه دیگه، خودشونو محدود به خانواده نمیکنن و اجازه پیشرفت میدن.
روشن
۲۳ خرداد ۱۲:۱۶
سال آخر دبیرستان به معدل های بالای هر کلاس مدرسمون خودکار داده بود-_-

پاسخ :

اینجا هم به همه کس و همه چیز جایزه دادن و تقدیر کردن الا مای بدبخت :| 
رنگارنگ :)
۲۷ خرداد ۱۹:۲۸
فقط مورد 1 :)))))))))))) یا کلید میدن درارو قفل کنم :|

پاسخ :

بدبختی‌ای داریم خلاصه (با کف دست به پیشانی میکوبد) 
رنگارنگ :)
۲۷ خرداد ۲۱:۰۳
آره :| (اشک هایش را میپاکد:/)

پاسخ :

گریه نکن.. بذار یه چار سال دیه خلاص میشیم '_' 
رنگارنگ :)
۲۷ خرداد ۲۳:۵۳
من یه سال دیگه :دی

پاسخ :

اممم اگه دقیق حساب کنی من دو سال! ولی یه حسی بهم میگه اونموقع هم خلاص نمیشم :||
رنگارنگ :)
۲۸ خرداد ۱۰:۳۰
من باید امسال خلاص میشدم،که نمیشم!:| ول کن نیس که :/

پاسخ :

ایشالا دیه امسال کاملا خلاص شی :))
رنگارنگ :)
۲۸ خرداد ۱۶:۱۴
ممنون مند و اینا:))

پاسخ :

:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان