بالاخره یه اتفاق هم افتاد که باعث شه شاد بشیم :))

نشستیم دور هم همه باهم. یه رو فرشی پهن کردیم و آشغال تخمه‌ها رو میریختیم رو زمین. خیلی کیف داد این تخمه رو زمین ریختنا D: 
دوربینو گذاشتم رو یه میزی که فیلم بگیره. کلیییی جیغ و داد میکردیم سر موقعیت‌ها ^_^ آریا و احسان، پسرعموهام که یه سال همش از من بزرگترن، یه سره به من و پدرگرام و عموهام گیر میدادن که چقدر داد و بیداد میکنید :| گفتم شماها که گیر میدید پ اینا چی باید بگن؟ :/ آریا هم که یکسره گیر داده بود و انرژی منفی میداد :/ توقع داشت بازی در حد الکلاسیکو باشه :/ بابا ما که بارسا نیستیم! همین حد هم خوب بودیم واقعا!!! کلی باهاش هی بحثم شد '_' 
باتری دوربینم تموم شد و نمیدونم چقدر جیغ و ویغامون ضبط شد :/ 
خلاصه که کلی کیف کردیم سر دیدن بازی D: 
دقیقه ۸۹ رفتم دوربینو روشن کنم یهو میز افتاد و دوربینم افتاد و شیشه میز شکست و من هنگ مونده بودم و جرئت نداشتم که دوربینو بردارم. واقعا شانس آوردم چیزیش نشد '_' چند دقیقه بعد در حالی که هنوز منگ دوربین بودم یهو گل شد و ما همه رو هواا بودیم و عموم قر میداد و ماها همه دست و جیغ و اینا.. ^___^ 
رفتیم بیرون و کلییییی حس خوب و قشنگ گرفتم از این حس شادی همگانی ^___^ 
صادقانه‌ نوشت: واقعا شماهایی که میگید بد بودیم و حقمون برد نبود و با گل به خودی بردن شادی نداره و از این قبیل چیزها خیلی رو نِروید '_' 
۶
یک دیوانه
۲۶ خرداد ۰۰:۲۰
منم نشسته بودم جلو تلویزیون و گوشی به دست توییت میزدم، تا 75 اینا دیدم گل نشد گفتم یه سر برم دستشویی بلکه گل شد از شانس بد ما :|
ولی خب آخرش جیغ و میغ و اینا تموم شد خیلی هم خوب بود =)))
دستِ بیرانوند و پای امید هم درد نکنه 

پاسخ :

من دستم به گوشی نرفت یه دو تا عکس بگیرم '_' 
یا تخمه میشکوندم یا جیغ میزدم D: 
Anne Shirley
۲۶ خرداد ۰۰:۲۶
خب تبرییییک تا بازی بعد صدر جدولیم D: واهاهاهاهاهاهاهای ^___^
ابوالفضل ...
۲۶ خرداد ۰۱:۰۷
من تنهایی دیدم بازی رو ولی کلی حال داد و حرص خوردم.

پاسخ :

به به آقا ابولفضل :) خوبی؟؟ چخبرا؟؟ 

به نظرم اگه آدم بخواد خیلی فوتبالی‌طور و دقیق بازی رو ببینه و گزارشو گوش بده و صحبتا و بررسی‌های بین بازی و بعد بازی رو ببینه باید تنها باشه! الان من هیچی از گزارش عادل نشنیدم و هیچکدوم از حرفاشون رو هم نفهمیدم و همین داره دودلم میکنه که برای بازی بعد هم دور هم باشیم یا نه! 
اونجا کافیه‌ای جایی نیست بری جمعی بازیا رو ببینی؟ 
Elham ...
۲۶ خرداد ۰۲:۳۵
اون تذکر اخر
واقعا رو نرون:/

پاسخ :

خیلیااااا -_- 
ینی ملتی داریم که به‌جای فکر کردن به برد میگردن هی دنبال چیزای منفی :/ حالا چه تو خود بازی چه خارج بازی و واکنش‌های بقیه به بازیمون :/ ینی دلم میخواد همشونو که اینقدر انرژی منفی‌ان و حتی خیلیاشون بچه‌ن و فلان و بزنم '_' 
ابوالفضل ...
۲۶ خرداد ۱۱:۴۶
قربانت. بد نیستم.
نه نیست. حالا سعی می کنم با همکارا یه جا بشیم سری بعدی اگه بشه. ولی خب همراه رفقای توئیتریم بودم و احساس تنهایی نکردم.

پاسخ :

:)) 
عه واقعا نیست؟ چه بد :/ 
من اصلا نتونستم گوشیمو دستم بگیرم خیلی درگیر فوتبال بودم :دی 
یه جا هم که گرفتم فیلم بگیرم زدم شیشه میزو شکستم و دوربینمم نزدیک بود به فنا بره :| ینی قشنگ بین زمین هوا (میز و دیوار] موند و نیافتاد زمین! شانس اوردم قشنگ :دی 
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۶ خرداد ۱۲:۱۰
ینیا -_-
چنان عربده ای کشیدم مامانم گفت نمیزارم بازی با اسپانیا رو ببینی😂😂😂😂😂

پاسخ :

من هنوزم گلوم درد میکنه D: 
خداروشکر من خانواده‌م بدتر از خودمن D: (البته با فاکترگیری از برادرگرام :| ) 
سر اون دو تا موقعیت تو نیمه اولم کلی جیغ و داد کردیم :))) 
وااای اون صحنه اول هم که نزدیک بود مراکش گل بزنه و محوطه شلوغ شده بود من فقط جیغ میزدم و بقیه هم داد ومادرگرام هی میگفت نه نه نه 😂😂😂😁😁
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان