از اعتیاد به فوتبال بگیر تا کوچیکی دنیا، شیطنتای ما، رفتن یگانه و دعا واسه کارنامه‌م :)) + لینک‌ها رو یادم رفته بود :|

1. آنه هستم. یک عدد معتاد به فوتبال :دی 

ولی خداااایی دارم حال میکنم D: روزانه سه تا فوتبال جذاب با کلی برنامه قبل و بعدش راجب به فوتبال میشه دید ^_^ واهاهاهای 

2. بیاید ایمان بیاریم به کوچیک بودن دنیا :| بذارید چندتا مثال بزنم تا شماهم ایمان بیارید :دی 

مثال اول: با خوندن پستای یه بلاگر حدس زدم که هم‌محله‌ای هستیم و با توجه به یه‌سری مشاهدات و اینا به یقین رسیدم که هم‌محله‌ای هستیم! و هم‌مدرسه‌ای با دوستم هست :/ و تازه یکی از دوستام که بلاگر هم هست (ایشون) یکی دوبار دیدتش! حالا بگید wow  :دی

مثال دوم: اممم تا حالا نگفته بودم و نمیخواستم بگم ولی خا. مادرگرام اینجانب قبلا دبیر بودن و الان چند سالی میشه که معاون هستن! امسال به دلایلی مدرسشون رو عوض میکنن و میرن مدرسه‌ای که آندرومدا اونجاست!! یعنی مادرگرام من میشن معاون آندرو :/ بعد حالا یه سری ماجراهایی پیش اومد و مادرگرام خواست که با مادرگرام آندرو حرف بزنه! حالا من تا حالا با آندرو پشت تلفن اصلا حرف نزده بودم و دفعه اول بود که حرف میزدیم. یکمی باهاش حرف زدم و مقدمه‌چینی کردم و بعدم گوشیا رو دادیم به مادران‌گرامی تا باهم حرف بزنن '_' ما کلا ده دقیقه حرف زدیم؛ اینا نیم‌ساعت :| بعد حالا مامانم میگه فامیلیش چیه؟ میگم نمیدونم :))) میگه خا بگم آندرو چی؟ میگم خب چمیدونم :)))) حالا مشکل بعدی این بود که از کجا میشناسیش؟ :/ خلاصه بساطی بود :/ :))) و خلاصه که کلی به این وضعیت میخندیدم :))))) D: 

3. پریشب سر سفره داشتن از بچگیای من و آریا و احسان صحبت میکردن. آریا میگفت یه بار زدی کتف منو دررفتوندی D: آقا منو میگی؟ گفتم باریک آنه دست مریزاد داری دختر :دی :))) بعد تازه اونشب که نگفتن ولی یادمه یه‌بار باهم دعوامون شد زدم تو صورتش لبش پاره شد D: 

یه بارم آریا داشته ماشین جدیدشونو به احسان نشون میداده، بعد یهو درو بسته و انگشتای احسان مونده لای در :)))) میگفت یهو دیدم کل پارکینگ پر خون شد :)))) 

4. امیدوارم یه‌جور بشه که تابستون غیر از کلاسای آی وای برا مسابقات، کلاس دیگه‌ای از مدرسه رو نرم! اینجوری خیلی بهتره و خیلی هم آرامشم بیشتر خواهد بود :)) 

5. یگانه ۲۰ تیر میره کانادا و دیشب گودبای‌پارتیش بود یه جورایی :دی کلی هی همه میگفتن چجوری تونستید بفرستیدش و این حرفا.. :/ امیدوارم رو خانوادم تاثیرگذار باشه پسفردا من خواستم برم بتونم :/ ولی تا دلتون بخواد دارم سواستفاده میکنم :دی البته استفاده نداره :| چون بازم قبول نمیکنن :/ ولی هرچی میشه میگم دختر تنها داره میره کانادا بعد من فلان‌جا نرم؟ :دییی 

براش یه حافظ کوچولو گرفتم و یه‌دونه تابلو که روش تا جایی که یادمه نوشته بود امیدوارم مثلا این خونه جدید و آدرس نو برات شادی آور و اینا باشه :) کلی هم خوشحال شد بابت کادوها ^_^ مخصوصا از حافظ خیلی خوشش اومد چون نداشت :)) میگفت یه کیفم داره روش حرف‌های فارسیه و میخواد که اونو حتما ببره :)) خلاصه فکر کنم آدم وقتی میخواد بره عِرق ملیش بیشتر میشه '_' :)))) 

بهش گفتم تا میتونه تو این چند وقت جوجه و کباب و آش و اینا بخور که دیگه گیرت نمیاد :)))) 

6. جدا پوسیدم دیه تو خونه :/ از ظهر بلند میشم فوتبال میبینم تا یک نصفه شب بعدم فیلم میبینم بعد میخوابم و باز این چرخه تکرار میشه :/ این بینم که گوشی و نت و اینا حتما هست! 

7. دعا کنید معدلم بالا 19.25 شه :/ حالا چرا این؟ چون بالا 19 میتونه مثلا 19.02 هم باشه که خب من بازم باید شب تو خیابون باشم :| و بقیه تابستون کوفتم میشه و فرقی با زیر 19 نداره پس :/ و خب دیگه کفِش میتونه 19.25 باشه فکر میکنم، تا بتونم شب رو تختم باشم حداقل :| حالا اگه بالای 19.5 بشه (اییییییشاااااالاااااا ایییییییییشاااااالااااا) که دیگه بهتون شیرینی میدم اصن D: خلاصه که دمتون گرم دعا کنید :)) 

۱۶
نیـ ـلی
۰۲ تیر ۲۳:۳۸
چه معنی داره هی تو فرت و فرت با بیانی‌ها به صورت واقعی :| در تماس باشی؟ :|
آدم دلش می‌خواد خو :|

پاسخ :

فرت و فرت چرا؟ 
بعدشم همشون تو همون مجازی موندن! 
آخ لینکا رو یادم رفت -_- خب شد یادم اومد :/ 
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۲ تیر ۲۳:۴۵
من باب کوچیکی دنیا بگم امروز توی دندون پزشکی صفحه وب خودمو توی گوشی یه بنده خدا دیدم :/
خواستم بزنم رو دوشش بگم خواهر من من خودم این وبو نمیخونم که تو داری میخونی :|
ولی نمیدونم طرف بلاگر بود یا نه D:

پاسخ :

واااااااااااییییی وااااااقعااااا؟؟؟ چقده باحال ^_______^ واهاهاهاهاهای 
چرا خودتو معرفی نکردی بهش؟ :تفکر
Anne Shirley
۰۳ تیر ۰۰:۰۱
2. مثال دوم: گفتم شاید اشتباه کنید واسه همین باید بگم که مادرگرام الان معاون مدرسه آندرو نیستن! بلکه قراره از سال بعد برن البته هنوز صد‌درصد نیست ولی خا..
Anne Shirley
۰۳ تیر ۰۰:۰۸
#نکته 
این 77مین مطلب نوشته شده و 66مین مطلب منتشر شده‌ست! جالبه مگه‌ نه؟ D: 
نیـ ـلی
۰۳ تیر ۰۰:۱۵
خانوم ایکس؟ :)
اگه x ریاضی رو پیدا نکردی حداقل ایکس بیان رو پیدا کردی.
[در آب‌‌نمک غرق می‌شود]

پاسخ :

بله خانوم ایکس ^_^ 
هار هار هار :/ مردم از خنده اصن :/ :))))
[ گفتم بچه‌ها بیان کمکت غرق نشی]
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۳ تیر ۰۰:۳۷
میخواستم برم یه سری کتاب و وبلاگ بهش معرفی کنم وقتشو تلف نکنه
بعد تو میگی خودتو معرفی نکردی؟!

پاسخ :

خا حالا اینقدر شکسته نفسی نکن توعم (بد نگاه میکند)
Elham ...
۰۳ تیر ۰۱:۳۱
منم بیاین راضی کنین منو بفرستن کانادا
جییییغ گریهههه فغااااان حسرتتتتت😭😭😭
هعی خدا به جوونیم رحم کنین😭😭😭

پاسخ :

تو رشته‌ت تجربیه، نه؟ فکر کنم دیر شده :/ چون دانشجوی پزشکی ایرانی (شایدم کلا نمیدونم) قبول نمیکنن و یگانه هم واسه همین داره از دبیرستان میره که بتونه دانگاه پزشکی بخونه! اگه ریاضی هستی هم که بهتره بعد لیسانس بری! 
برا من به حرف راضین! ینی خیلی شده توی سالای گذشته مادرگرام گفته پاشید برید خارج درس بخونید و اینا ولی فکر نمیکنم پدرگرام راضی بشه و یکبار هم به وضوح گفت که من دختر تنها جایی نمیفرستم ://
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۱۵
تجربی ام و میشه ویزا تحصیلی برای کانادا گرفت ولی مخارج دانشگاه تنها با این وضع دلار ترسناک:/خیلی ترسناکه خیلی فشار میاد به خانواده حتی اگه پولدار باشن:)
بعد داستان بعدی اینه که من به رشته های تجربی علاقه ندارم معماری میخوام:/
قصدمم همینه برای ادامه تحصیل تو مقطع فوق برم
هم هزینه ها کمه هم اینکه موفق تر میشم هم اینکه میتونم کار کنم و تجربه ام رو ببرم بالا
از هر لحاظی موفق تر میشم:)

پاسخ :

نمیدونم. ولی میگفتن برای پزشکی دانشجو نمیگیرن! دیه ندومبه (ایکون بالا انداختن شانه) 
همین مدرسه‌شم کلی خرج داره براشون الان! ولی خب با اینکه فقط پولدارن نه خیلی پولدار کلی خب میفرستن و حتی دختر کوچیکشونم قراره همسن اون شد بره! چون میدونن موفق میشن به احتمال خیلی زیاد :) 
خب پ چرا رفتی تجربی؟ کنکور ریاضی میدادی خب! 
من تا الان هیچوقت به رفتن فکر نکرده بودم! یعنی کلا به هیچ‌چیز آینده تحصیلیم فکر نکردم :/ حتی رشته دانشگاهم :| 
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۱۸
البته مامان و بابامم هیچکدوم راضی نیستن :دی
میگن دختر و پسر فرق نداره اونجا رفتن به درد نمیخوره:/
در هر حال که نذاشتن بریم
حالا من دلم میخواست برم روسیه چون کلا دوست دارم اونجا رو ولی خب نشد دیه
ایشالا برای فوق خودم اقدام میکنم:)
ولی خب بحثشون تنهایی هم نیستا چون یه روز دیه اشکم در اومد گفتم اگه دیدین یه روز گفتم میخوام ازدواج کنم(چون همیشه نسبت به این قضیه موضع دارم)بدونین میخوام از ایران خارج بشم و میخوام از زیر اجازه شماها در بیام
قشنگ مامانم دو هفته به داماد خیالیش فحش میداد میگفت جفتتون غلط کردین
اخریا شک کردم نکنه جدی جدی کسی تو زندگیمه😂😂😂انقدر که طبیعی فحش میداد:دی

پاسخ :

من هنوزم موضعشونو نفهمیدم :/ 
ولی دیشب حرف که میزد میگفت اگر هم بین من و داداشم یکی بخواد بره خارج اول اونو میفرستن! چون هم بزرگتره و هم خب قراره بعدا خرج یه زندگی رو بده و اینا... تنها جایی که تبعیض جنسیتی قائل شدن نامردا :/// البته بنظرم دلیلشون منطقیه! 
ایشالا بری ^_^ 
وااای 😂😂 بنده خدا دامادتون D; 
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۲۳
من با خریت محض رفتم تجربی:/باخریت محض هم پشت کنکور نشستم
کلا نگم برات که زندگیم بر پایه خریت نوشته شده:))))

پاسخ :

واقعا واسه چی رفتی تجربی؟؟؟؟؟ o__O اجبار روت بود؟ 
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۲۷
ولی یه چیزی بگم
خیلیا رفتن و هیچی هم نشدن ها
یکی از دوستام رفت المان چند سال تازه درسش هم عالی بود ولی هیچی نشد درس رو ول کرد دیپورت شد
و از این مثال ها خیلی دیدم
اخه میدونی قبول شرایطش یکم سخته از سن پایین هم بری سخت تر 
کلا مهاجرت خیلی سخته حتی یه سفر چندساله برای ادامه تحصیل هم خیلی سخته.از هر لحاظی.
باید خیلی روحیه قوی داشته باشی
خیلیا رفتن باختن برگشتن:(
باید خیلی دقیق و حساب شده رفت تا موفق شد:)
یه سه سالی هست تمام اخبارا و راه های رفتن رو چک کردم بهترینش همین ادامه برای فوق و دکتراست چون اصلا با فیلترای بیشتری پذیرات میشن و تو قشنگ متوجه میشی مورد قبول سطح علمیشون هستی یا نه:)

پاسخ :

آره از این‌موردها خیلیه! ولی مهم اینه طرف واقعا هدف داشته باشه و فقط نگه من از ایران میخوام برم! خب میخوای بری که چیکار کنی؟ باید بدونه برای چه هدفی رفته و قراره چیکار کنه و خب باید هم اونقدری قوی باشه که تحمل شرایط رو داشته باشه! فکر میکنم یگانه بتونه! از وقتی بچه بودیم یادمه حرفشو میزد که میخواد بره کانادا درس بخونه و خب به قول مادرگرام طبق قانون جذب، از بس فکر کرد بهش همینطور هم شد و الان هم میدونه چی میخواد! و حتی اینجا هم که بود چون فکر میکرد نوع مدرسه‌ش مهمه کلی درس خوند تا تیزهوشان بره! البته که فهمید اهمیت نداشته :/الانم با دوستش داره میره و این واقعا پوئن مثبتیه! ولی من به موفقیتش خیلی امید دارم :)) راجب خودمم فکر میکنم تحمل شرایط رو میتونم داشته باشم اما خب باید اول هدفم رو مشخص کنم :)) 
منم اکثرا دیدم بعد لیسانس رفتن! 
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۲۹
اجبارم نه دقیقا:/
فقط مامانم هرچند وقت یه بار میگفت مهندسی بازار کار نداره
بعد من کلا سرم دبیرستان پی به علاقه ام به معماری بردم:)
ولی نظرم اینه اگه به رشته ای علاقه داشته باشی و براش تلاش کنی و توش حرفه ای بشی بازار کار برات زیاده و خیلی ها میخوانت:)

پاسخ :

من کل فامیل و همه نشستن گفتن برو تجربی! میخوای بری ریاضی که چی بشه؟ کلی هی تو گوشم خوندن که نرو! البته تمام حرفاشونو هم قبول داشتما! مثلا یکی هست خودش فیزیک هسته‌ای خونده ولی میگفت ببین هیچکاری برای یه خانوم نداره! یا یکی دیه که برق تهران میخوند و میگفت من نباید بهت بگم اینو ولی برای منی که پسرم هیچکاری نیست! ولی خب با وجود تمام این‌چیزا که من میدونم تجربی کارش و حتی درآمدش بهتره و فلان و بهمان بازم گوش ندادم و نرفتم! چون من از زیست متنفرم و حاضر نیستم لحظه‌ای بخونمش! میگفتم نمیخوام رشته‌ای برم که شب امتحانش به خودم فحش بدم که این‌ چه‌کاری بود که کردم! از رشته‌مم راضیم حتی اگه کار نباشه براش! ولی خب هنوزم همه‌ی اون‌حرفا هست و کم نشده و مادر پدرگرام همش میگفتن برو تجربی! و امید داشتن که من تغییر رشته بدم! ولی خا زهی خیال باطل :دی 
و حرف آخرت کاملا درسته!! 
من داداشتم تماما تجربی خوند ولی کنکور انسانی خوند! حتی سال چهارمشم تجربی بود! چرا کنکور ریاضی ندادی خب؟ 
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۳۶
ان شا الله که میتونه
والا این قانون جذب رو من یکی که اصلا اثر نداشته:))))
اره هدف خیلی مهمه باید دقیقا نقشه کاری مشخص باشه تا طبق همون جلو رفت و موفق شد
ان شا الله که خدا به داد دل هممون برسه:)))

پاسخ :

برا من بیشتر وقتها برعکسه :/ 
دقیقا!! 
ایشالا ^_^
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۴۳
من همش فکر معماری رو کردم از سرم بیرون به خیالم برای تجربی درس میخونم ولی خب با اینکه دبیرمون میگفت استعدادش رو داری نخوندم براش 
و اینکه خیلی قضایا پیش اومد
الا ای حال قراره جمعه برم ازمون بدم و گور پدر رتبه میرم معماری دانشگاه ازاد
میخواستم به خیالم یه رشته خوب قبول بشم که درامد داشته باشم بعد برم معماری بخونم بتونم یه معمار موفق بشم که دستش تو جیب خودشه نه اویزون جیب و موقعیت باباش اما خا خیلی فانتزی فکر میکردم:)
معماری هنری تره دخترونه تره
البته اشباع شده اما اینایی که مینالن کار نیست همین ادمایی هستن که رفتن مدرک خالی بگیرن:)
من به تهش فک. نمیکنم فقط تلاش میکنم ببینم زندگی چی برام رقم زده:)

پاسخ :

منم هی خواستم بخونم هی یه‌چیزی شد نتونستم بخونم -_- 
اورین گور پدرش :))) 
از تجربی مگه میشه رفت معماری؟ 
آره. پژوهش معماریمون از همه بیشتر بودن! اکثر بچه‌هامون معماری میخوان! ولی دقیقا بخاطر همین هنری و دخترنه بودنش هیچوقت علاقه‌ای بهش نداشتم :/ :دی من دقیقا با رشته‌هایی حال میکنم که دختر توشون کمه :/ 
دقیقا!!! آدمی که دنبال کار باشه پیدا میکنه! 
منم همینم! همینجوری فقط سال به سال دارم میرم جلو :)) 
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۵۰
من نه به خاطر دخترونه بودنش
من عاشق اینم کتابای بابامو کش برم(معماری نخونده اما خو خیلی کتابای معماری داره)بعد هی ببینمشون
ینی جوری که اونا رو میجوم زیست رو نجویدم تا حالا:/
خلاصه که تهش یه چی میشه دیه:) توکل بر خدا:) مهم اینه رشته اش عین رشته های تجربی با درد و رنج مردم نیست شاده:)

پاسخ :

ایشالا هر رشته‌ای که میری کلیییی موفق باشی ^____^
Elham ...
۰۳ تیر ۰۲:۵۶
مرررسی:)
تو هم ان شا الله
راستی جواب سوالت
اره دانشگاه ازاد قبول میکنه برم:)بدون کنکور:)

پاسخ :

عحححح واقعا؟؟ همون پ درس نمیخوندی :دی 
ولی چه خوب‌ها! راحت و بی‌دردسر میری دانشگاه :) حداقل استرس کنکور نداری!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
سرگشته‌ی محضیم در این وادی حیرت
عاقل‌تر از آنیم که دیوانه نباشیم.. :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان