دو عدد اجتماع‌گریز هستیم :|

هرکی میومد که آشنا بود، منو و بهی سرمونو مینداختیم پایین و خودمونو به ندیدن میزدیم :| بعد خیلیم خوشحال بودیم که به جز دو سه نفر بقیه ما رو ندیدن :/ میدونید چیه؟ حوصله سلام و علیک و عححح خوشحال شدم دیدمت‌های الکی رو نداشتیم :| بعد میدونید ته همه‌ی تلاش‌ها چیشد؟ هیچی دیه استادِ به من اشاره کرد و برد منو پاتخته و خیلی شیک همه دیدنم :||| هعععی 

برا مادرگرام تعریف میکنم میگه آها خوبت شد.

من :| 

مادرگرام ^_^ 

۲
big cat
۱۲ شهریور ۰۰:۱۰
هیچوقت ضدحال هیشکی مثل ضدحالای مامانم نبود:\ لعنتی اصلا مزش متفاوته:| شدت چسبناکیشم فرق می کنه

پاسخ :

:))))))
کَپو ッ
۱۲ شهریور ۱۲:۱۹
بیشتر از اجتماع‌گریز بودن ، خسته هستید :))

پاسخ :

در خسته بودن ما دوتا که هیچ شکی نیست D: 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
سرگشته‌ی محضیم در این وادی حیرت
عاقل‌تر از آنیم که دیوانه نباشیم.. :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان