اصن از بعد رفتن م. و ه. کلاس به ثبات رسید :/ :)))

+ خداروشکر، خداروشکر، خداروشکر، امسال جو کلاسمون واقعا بهتره و همه باهم خوبیم! پارسال حتی تصورشم نمیکردیم بشینیم همه کلاس دور هم جرئت حقیقت بازی کنیم، یا وسطی. اما حالا امروز همه دور هم، هم وسطی بازی کردیم و کلی کیف کردیم ^_^ هم نشستیم جرئت حقیقت بازی کردیم و کلی سوال پرسیدیم و همه خیلی راحت به تمام سوالات جواب دادن! هرچقدرم بگن که کلاس ما شیطون‌تره و شلوغیم و ضعیفیم، ولی بازم به نظر من میارزه به اینکه جو کلاسمون گند نباشه و همه باهم خوب باشیم. 


× ه. عاشق م. هست و از اونورم پ. عاشق م. هست و تازه یه نفر سومی هم، یه م. دیگه، عاشق م. هست و اینا فقط کسایی هستن که ما میدونیم وگرنه کلی تو پایه‌های پایینتر هم روش کراش دارن :/ حالا اینکه چرا رو واقعا نمیدونم :| چون به شخصه خودم تازه دارم با م. کنار میام و دعوا نداریم مثه پارسال باهم :/ خلاصه که این ه. به هوای عشقش پاشد رفت اون کلاس و الان که م. با رفیقا خودش تو اون کلاسه، تنها مونده و دپرس :/ دیروزم اومده میگه ببینید من مجبور بودم برم. واقعا به اینجام رسیده بود از دست پ. :/ بالاخره رقیب عشقی محسوب میشن دیه (از خنده میپاچد) بعد منو ی. هم هی تو دلمون میگفتیم باشه باشه جون خودت :/ بعد تهشم گفت نمیخوام ازم ناراحت باشید و چیزی تو دلتون باشه و من، باز لال شدم و هیچی نگفتم -_- 


÷ من کلا صبحا و زنگ تفریحا یه جایی هست تو راهرو، کنار گل و گلدوناست و لبه داره، میشینم اونجا درس میخونم. بعد دیروز معاونمون اومد بهم گفت که تو موفق میشی و من مطمئنم و بعد اسمم رو پرسید و گفت مطمینم اسمت میره رو بنر سال کنکور ^_____^ حالا منو میگی؟ از ذوق داشتم پس می‌افتادم ^_____^ 


_ بعد جرئت حقیقت فهمیدم که چقدر همه این رِل هستن :// خا چرا آخه؟ ینی چی اصن -_- بعد میگی عاشقشی میگه نه، فقط رِلیم :| خا مگه تو رل زدناتون قربون صدقه هم نمیرین؟ چطور میتونید همو دوست نداشته باشید و رل بزنید :/// اصن کلا خیلی مقوله مزخرفیه :/ نکنید بابا :/ 


% جا داره به اون فردی که بعد ۸ ماه پیداش شده و باز پیام میده و اونم دستوری و بعد دوباره غیب میشه، بگم که فازت چیه واقعا؟؟ چی زده بودی اونموقع واقعا که فیلت یاد هندستون کرده بود؟ ;)))))


:: صبح ساعت شش و بیست و پنج دیقه بود و من میخواستم کرم بزنم و بعد برم که یهو کرم پاچید رو مقنعه‌م و گند زد بهش :| بعد نه میشد اونو سرم کنم و نه مقنعه دیگه‌ای داشتم :/ خلاصه از کشوی مادرگرام یه مقنعه پیدا کردم. حالا سرویس من دو دیقه دیه میاد و مقنعه‌هه کلی چروکه. اومدم اتو کنم، اتو آب نداشت :/ حالا سه ساعت برو آب بیار. دیه به زور اتو کردم و فقط دعا دعا میکردم که سرویسم نره، وگرنه هیشکی نبود ببرتم '_' خداروشکر راننده‌مون خیلی خوبه و وایساده بود برام :) ولی خیلی وضعیت داغانی بود :/ :))) تازه وقتی هم ریخت رو مقنعه منصرف نشدم و از رو مقنعه برداشتم و کرم رو زدم :دی :)))) 

۸
big cat
۰۹ مهر ۱۹:۵۰
مگه کنکوریا هم رل می زنن؟ (ما الان تو دورانی هستیم که پسرا و دخترا فقط برا اینکه با هم صحبت کنن وارد رابطه های عاطفی میشن! ) 
م دختره؟ پسر بود که سرش قمه کشی میشد با این اوصاف😑

پاسخ :

البته ما الان کنکوری نیستیم ولی اره بابا :/ دوس‌پسر یکی از بچه‌ها امسال کنکور داره! 
خا نمیتونن عین ادم باهم حرف بزنن؟ باید حتما رل باشه؟ :/ 
اره از بچه‌ها مدرسه‌ست! ببین تو مدرسه ما اینجوریه که اکثرا رو هم کراش دارن ://////
Dark. MH
۰۹ مهر ۱۹:۵۳
شما دخترا ساعت ۵ پامیشید ۷ و نیم مدرسه اید :/
من به شخصه یه ربع به هفت پا میشم ۷ و ربع راه میافتم
ساعت ۸ با معلم میرسم مدرسه😂
معاون هم گیر نمیده

پاسخ :

ربط به دختر بودن نداره که :/ من سرویسیم و باید خودمو با اون تنطیم کنم! 
وگرنه که دبستان که خودم میرفتم مدرسه قشنگ همینجوری بود! 
Dark. MH
۰۹ مهر ۲۰:۱۴
خیلی حال میده اینجوری بودن😉
اصلا بی‌خیاللللل😎

پاسخ :

ولی من نصف درسامو تو مدرسه صبح میخونم D: 
آقای هرمیت
۰۹ مهر ۲۰:۲۶
اون وقت من عنوانو خوندم:
"اصن از بعد رفتن من کلاس به ثبت نام رسید :/"
:||||
اون عینک منو کی برداشته؟ -_____- 

پاسخ :

ینی قشنگ یه چی دیه خوندیا :))))) 
پاشید بیاید عینک این بنده خدا رو بدید کور شد ;)))))
لیمو ترشـــ🍋
۰۹ مهر ۲۰:۵۶
برای ما هم اینجوری بود . سال اول هیچ کس(یا بهتره بگیم هیچ قبیله ای!) بهم اعتناد نداشت و کلاس تیکه تیکه بود. ولی الان بعد دوسال بیای نگاه کنی تو خیلی چیزا متحد تر شدیم:))

پاسخ :

اخه میدونی چی بود؟ اینا که خودشونم سالهای قبل باهم بودنم باهم یه‌جوری بودن :/ وگرنه ماهایی که جدید بودیم باز بهتر بودیم باهم حداقل. 
امسال هم اینجوریه که کلا هرچی نخاله بود تو کلاسمون رفته اون کلاس! الان بری اون کلاس میبینی همون جو پارسال کلاس ما حاکمه توش :/ 
لیمو ترشـــ🍋
۰۹ مهر ۲۰:۵۹
و ی چیز دیگه... اینکه اسم طرف رو حرف اولشو بنویسی و برامون تعریف کنی ک چی شده برلی تو کاملا واضح و روشنه ولی برای منی ک میخونم چون ن تصویری دارم از طرف و نه اسم کاملی خیلی گیج کننده میشه برام:) و حالا اینو ادامه بدی تا چند وقت دیگ تعداد زیادی م و ه ح و پ ب وجود میان ک بعد خودتم گیج میشی:)) من ی مدت دقیقا اینجوری مینوشتم و عاخرش خودمم وحشت کرده بودم ک چ قدر م ها زیادن:))

پاسخ :

آره خودمم میدونم ولی از بس که چندبار وبم لو رفته و دوستان فضول لطف کردن اومدن خوندن، ترجیح دادم اینجوری بنویسم. ولی واقعا با حرفت موافقم!! حالا نمیدونم شایدم بهتر باشه اسم مستعار بذارم براشون! اینجوری فک کنم بهتر باشه! 
نیلی ‌
۰۹ مهر ۲۱:۱۵
*از بابت بند اول خیلی خوشحالم.
مبحث رل بعضیا خیلی پیچیده‌س قاطیش شی به فنا می‌ری. :|

پاسخ :

^_^ 
اره واقعا :/ بعد مثلا یه‌سریا رل میزنن که تو فک میکنی عمرا اگه کسی به اینا حتی نگاه هم کنه :| بعد چیزی که جالبه اینه که هر کسی با هر اعتقادی رو میبینی که رل میزنه :/ 
نیلی ‌
۰۹ مهر ۲۱:۲۴
دقیقا. :| 

پاسخ :

[با کف دست به پیشانی میکوبد]
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
[لبخند چپلوک]
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان