نگه‌دارم، یا تموم کنم؟ (رمز میدم)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تعریف دوستی

هانا پیام داده که چجوری میتونیم بچه‌های گروه رو باهم خوب کنیم؟ چیکار کنیم؟ و این حرفا.. میخواستم بگم: حاجی من خسته‌تر از این حرفام که بخوام مثه تمام این سال‌ها یه گروه رو کنار هم نگه دارم.. حاجی شماها/ ماها یه گروه دوستی نیستیم که من بخوام نگهتون دارم کنار هم.. اگه تمام این سال‌ها گروه‌های دوستیمو کنار هم نگه داشتم، دلیلش این بود که گروه دوستی بوده نه تیم!.. من اصلا برام مهم نیست این گروه بپاچه از هم یا همچنان بمونه.. اما هیچکدوم رو نگفتم و فقط پرسیدم چیشده؟ برام توضیح داد و اسکرین چت فرستاد.. روزای قبل هم مهرا اینکار رو میکرد.. کلا جالبه برام؛ با اینکه میدونن من بعدا هم چیزی به اون آدم نمیگم و فک میکنم تا حدودی فهمیده باشن که برام اصلا این تیم مهم نیست بود و نبودش، پس تلاشی هم برا درست شدنش نمیکنم، ولی بازم همه‌ی حرفایی که زده شده رو برام میفرستن و ازم نظر هم میخوان.. 

درسته من با این آدم‌ها کلی خاطره دارم و کلی جا رفتم و کلی کارا کردم، حتی بیشتر از دوستای قبلیم و حتی عکسای بیشتری هم ازشون دارم، اما بازم اینا دلیل نمیشه که من دوست بدونمشون و برای کنار هم بودنشون/ بودنمون تلاش کنم! اینا فکر میکنن دوستن، ولی تعریفشون از دوستی اشتباهه! اونا فقط یه هم تیمی هستن نه دوست! شاید اگه اینو بفهمن و قبول کنن خیلی از این مشکلات حل بشه! یا شایدم تعریفشون از دوستی همینه، نمیدونم.. هرچی که هست، تعریف من از دوستی این نیست! 

به نظرتون دوستی یعنی چی؟ تعریفتون از یه دوست چیه؟؟ 

۱۰

نوبل

میتوان نوبل بهترین دوست را به بهار داد :)) 

۲

تولدت مبارک چغندر D:

در سالهای نه چندان دور در چنین روزی دختری شایدم چغندری :دی به نام بهار پا به این جهان هستی بگذاشت. از گذشته‌ی وی و کودکی وی خبر چندانی نداریم ولی میشود حدس زد که با عروسک‌ها میانه‌ی خوبی هیچوقت نداشته و هیچوقت مثل دخترها نبوده است! اصلا شاید ممکن باشد از همان کودکی به جای عروسک کتاب شیمی به دست گرفته بوده است :| 

از کودکی وی خارج میشویم و به دوران ابتدایی آن ویِ چغندر نشان میرویم. وی در دوران ابتدایی یک عدد بچه‌ی مثبت چندش بوده است :/ وی همواره دانش آموز مورد علاقه معلمان خود بوده است (خاک تو سرت :| ). بهتر است بیش از ابتدایی وی نگویم :/ به نفع خودش و خودم است :/ 

در دوران راهنمایی (همان دبیرستان دوره اول خودمان :/ ) وی در دبیرستان نمونه دولتی درس میخواند و همواره در حال خر زدن درس خواندن بوده است اما همواره آدم بی تمرکزی بوده است و نتوانسته آنطور که شایسته تلاش‌هایش است نتیجه بگیرد. وی تا کنون هم اینگونه است که نمیتواند عین آدم منظورش را بگوید یا بنویسد :/ (خاک تو سرت بازم :| ). وی در این دوران دوستانی محشر (اشاره به خود دارم D: ) پیدا کرد. دوستانی که در عمرش ندیده و نخواهد دید :دی دوستانی که با آنها هر خل بازی‌ای که خواست انجام داد و کلی خندید و خنداندشان D: 

در دوران دبیرستان از تمامی دوستان خود جدا شد اما سعی کرد حداقل رابطه را با انها داشته باشد. وی در این دوران به اوج عشق خود نسبت به شیمی پی برد و لحظه ای آن را از خود جدا نکرد :/ وی در این دوران هم در حال خفه کردن خود با درس بود :| 

امید است که این خفه کردن ها روزی پاسخ دهند و وی در آن رشته و در آن دانشگاه که خود میداند قبول شود و یک شیرینی تپل نیز به اینجانب دهد D: 

حال ای ویِ چغندر نشان این فیلم برای توست ^_^ 

کلیک

۴

و من، در شکوه تماشا، فراموشی صدا بودم

قبلنا معتقد بودم کنار هم نبودن باعث دوری و جدایی نمیشه! مخصوصا الان که اینهمه راه ارتباطی هست و میتونیم باهم در ارتباط باشیم حتی اگه فرسنگ‌ها هم دور باشیم از هم. اما الان معتقدم نمیشه! نمیشه شما با کسی تو واقعیت اشنا شی و یه مدت تو واقعیت باهم باشین و بعد یه مدت مجبور شید دوستیتونو توی مجازی ادامه بدید! چون شما آدم واقعیه زندگی اون ادم بودید نه ادم مجازیش! اما خب اگه توی مجازی باهم دوست شده باشید چرا میشه! میشه که فرسنگ‌ها دور باشید ولی باهم! البته که برای هر دو مدل هم استثنا مثه هرچیز دیگه‌ای وجود داره! 

+ بعد سه هفته بیشتر، تلگرام نصب کردم با یه شماره جدید! ولی به هیچ وجه دلم نمیخواد با کسی اونجا حرف بزنم! بجز بهار و بچه‌های کفا که مجبورم صحبت کنم باهاشون بخاطرکارمون. به شخصه حاضرم باز بی تلگرام باشم! ارامش بیشتری داشتم واقعا! و شرمنده که به شماهایی که شماره یا آیدیمو داشتید؛ الان نمیدم. واقعا دلم نمیخواد اونجا زیاد برم. ترجیح میدم زمان خیلی کمی رو اختصاص بدم بهش و اگه حرفی چیزی بود همینجا باهاتون بزنم :) 

++ نمیدونم بیام بد دوستام و رفیقم رو بگم بهتون و از حرفا و رفتاراشون بگم، یا مثه یه بچه مظلوم بیام بگم حق با اوناست من بدم، من بی معرفتم، من نامردم، من نا رفیقم که همیشه پیششون نیستم.. همیشه حالشونو نمیپرسم..اره من دوستی و رفاقت بلد نیستم.. 

+++ چغندرِ قند بی اعصابم :) بیخیالشون داداچ! خودم و خودتو عشق است اصن :) 

++++یادم رفت میخواستم چی بنویسم :|| 

+++++ آدما رو درک کنید.. حتی اگه واقعا هم نمیتونید درک کنید؛ اینقدر نشون ندید که درکشون نمیکنید و نمیفهمید.. 

++++++ حرف زیاده..خیلی.. گِله..شکایت.. غصه.. درد.. ولی میخورمشون :) نوش جونم :))
۵
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان