نظاره‌‌گرِ جامِ جهانیِ چشمانت

میبینی چقدر همه درگیر جام جهانی چشمات شدن؟ میبینی چقدر دنیا پر از شور و حرارت شده، فقط بخاطر گرفتن جام طلایی چشمات؟ اما من چی؟ چرا من که اینهمه عاشق بودم، اینهمه لایق بودم، باید بشینم پشت این جعبه‌ی جادویی و نظاره‌گر باشم؟ هنوزم درک نمیکنم که چرا عربستانِ نا لایق باید باشه و من، ایتالیا، قهرمان چند دوره، نباشم.. نمیفهمم چطوری من با اینهمه بازیکن و عشق نیستم و اون هست.. من و هلندی که میتونستیم با تمام لیاقتمون عادلانه برای رسیدن به اون جام طلایی بجنگیم، حالا نشستیم روبه‌روی تلویزیون روی کاناپه و فقط نگاه میکنیم به اون جام طلایی چشمات.. جانا، اینو بدون که همیشه قرار نیست که هر کی که برای رسیدن بهمون داره میجنگه و مسابقه میده، لیاقت داشته باشه.. به بیرون زمین هم نگاه کن و ببین که یه آدم لایق مثه ایتالیا وایساده و داره با عشق بهت نگاه میکنه، اما اجازه جنگیدن نداره.. ینی از شانس بدش بخاطر جایگاه اجتماعی یا همون قاره‌ای که توشه، نتونسته که بیاد و حذف شده.. جانا، نکنه یادت بره منو.. نکنه یادت بره چقدر برای رسیدن بهت تلاش کردم.. جانا، فکر نکنی نا امید شدم از رسیدن بهت و بیخیالت شدم. شک نکن چهارسال دیگه میام و اینبار برای همیشه جام جهانی چشمات رو با خودم به خونه میبرم. منتظرم باش :)) 

پ.ن: شرمنده اگه بد شد. در اثر بی‌خوابی صبحگاهی نوشته شد :دی 

پ.ن۲: هر کدومتون هم که تا الان ننوشتید، دعوتید که بنویسید ^_^ 

۱۳
[لبخند چپلوک]
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان